" خاتمی " آن وارسته ای است که راز ربوبیت و خداوندگاری " خلق" را در مدرسه عبودیت و بندگی "حق " آموخت ، نیت آراست و با آرایه های " آزادی، منطق و قانون " ، "کاخ " شهریاری " از آفت " قدرت " پیراست و بر سازنده " مشارکت ، عدالت و معنویت " ، " شهر دنیا " بنیاد و "شهروند " را شهره نمود و برای نخستین بار ــ پس از فارابی ــ با گریز از فرهنگ سفله رعیت پروری ، مردمان را بر سر سفره " حق شهروندی " نشاند و با توسعه سبد مطالبات سفره زندگی مردم ، حقوق اساسی و سیاسی را گل واژه آن قرار داد . اذان آگاهی ، آزادی و برابری را بر گلدسته های عرفان طنین انداخت و محراب حکومت بر بام گنبد سبز دیانت پرداخت و به نماز سیاست برخاست و بر پایه هندسه شخصیت انسان ایرانی امروز ، مدنیت را معماری و معنویت را معنی و مانایی بخشید و ایران عصر خمینی را " خاتم " شد
+
نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد 1384ساعت 0:12  توسط احمد اسلامی
|
بیدگل ( کاشان ) 1333 هستم و البته اکنون زیست گاهم شهر گل و بلبل است و سهراب و سیلک . همواره در راهم، بیشتر تحصیلاتم حوزوی است . دوره عالی (خارج) . دروس حوزوی را نزد آیات عظام آقایان منتظری و صانعی و نیز آیت اله فاضل لنکرانی گذرانده ام .متاهل و دارای سه فرزند هستم .تاکنون بالغ بر دویست یادداشت و مقاله در مطبوعات موسوم به "دوم خردادی" داشته ام .افزون بر آن در دوره جدید فعالیت قلمی از سال 80 تا امروز چهار مجموعه به نام های: - مردم سالاری در نهج البلاغه - معنویت و عقلانیت در نهج البلاغه - از خاتمیت تا غیبت - راز گل سنگ منتشر کرده ام.یک عنوان کتاب هم به نام " سبک شناسی مدیریت علوی (روابط انسانی و مدیریت استراتژیک) در آستانه چاپ دارم . مدرس دانشگاه هستم و بخش نسبتاً قابل توجهی از دانشجویان دانشگاههای اصفهان و کاشان بر این گواهند. گهگاهی به رسم تجربه شاعرانگی می نویسم و این هم یک نمونه: من از قبیله عشقم کتیبه ام هیچ- و کعبه ام گندم من از تبار اهورا " قبله ام گل سرخ" * من از دنیای نیستان بهانه ام هستی است دایه ام پستی است مادرم مهر و مایه ام مستی است خانه ام پشت بلند کوه نیاز فراتر از توده ابرهای پاره پاره آز میگون سرای ناز خیز نیستی است منم پرنده صحرا مسافر دریا خیمه ام بر باد ریشه ام در آب زورقم سنگی است بر بال آرزو بادبانم فرشته مینواست من از تبار می ام از دیار وی آمده ام من از جزیره مینو به مقصد مینا سرشک غم زده ام با نوای نی آمده ام