سهگانه آرمانشهر نبوي
انسان در بينش وحياني بهمثابه نقطه پرگار هستي و بهعنوان غايت آفرينش تقدير و تعريف شده و ميشود و به لحاظ اصالتهايي كه دارد، در منزلتي قرار ميگيرد كه هيچ يك از پديدهها توان رقابت با او را ندارند و پيدا نميكنند. .....
با سلام و عرض ادب و احترام
سپاس و پوزش از پیشگاه دوستان گرانسنگ که هر از گاهی به نوشت سرا (وبلاگ) اینجانب سر زده و آن را غیر فعال یافته و با گویه ها و وا گویه های گوناگون – البته از سر مهر و دوستی- گله گزاری کرده اند. از شما چه پنهان مدتی است در اندیشه بازگشت و روزآمدسازی وبلاگ بوده ام که توفیق یار نگشته و به بهانه گذشته و پس افتاده است.
" دیر گاهی است در این تنهایی
رنگ خاموشی در طرح لب است
بانگی از دور مرا می خواند
لیک پاهایم در قیر شب است"
بهر روی با پوزش دوباره از ان سستی و کندی ، بنا را چنان است که " آیه حضور" و " سوره تماشا" را از نو آغاز کنم.بدیهی است که نقد و نظر شما دوستان همراه و همراز، سبب زیبایی شکلی و باروری محتوایی این سامانه خواهد شد.
از زبان خواجه شیراز تو را می خوانم و چشم انتظار تو ام
در آ که در دل خسته توان درآید باز
بیا که در تن مرده روان در آید باز
بیا که بلبل مطبوع خاطر حافظ
ببوی گلبن وصل تو می سراید باز