انسان در بينش وحياني همچون نقطه پرگار هستي و بهعنوان غايت آفرينش(1) تقدير و تعريف شده و ميشود و به لحاظ اصالتهايش در منزلتي قرار ميگيرد كه هيچيك از پديدهها، توان رقابت با او را ندارند و پيدا نميكنند .(2)
در اين نگاه و نگرش، انسان، برابر استعدادها و استحقاقهايي كه دارد بار تعهد و تكليف را بر دوش كشيده و مسئوليتپذير ميشود