گفتار چهارم
عاشورا : طنين بلند عدالت
(خطابه دغدغهآميز امام حسين با عالمان)
اشاره
هر حادثه و حماسه فرزند رفتاريِ پندارهاي آفرينندهي آن است كه بطور طبيعي در گفتارهاي وي بازتاب يافته و نمايان ميشود. به بيان ديگر، هر گفتار چونان پژواك پندار و آئينه تابناك رفتار ميتواند هر كُنش و واكنش برآمده از انسان را رمزخواني و رازگشايي كرده و گواه خردپشند و دلآرامي براي درستي تحليل هر پديده رويداد انساني قرار گيرد. بر اين پايه - به باور ما - حماسه حسيني كه در واقع جام جم و آئينهي تمامنماي ايده و عقيده حسينبن علي(ع) است، به خوبي در گفتارها - در شعرها، شعارها و خطابهها -ي وي بازتاب يافته و درخشان گشته است.
از گويا و رساترين گفتارها كه ميتواند گواه كاوش و پژوهش حادثه كربلا قرار گرفته و مباني و مبادي فكري و كلامي و مقاصد سياسي، اجتماعي آن حضرت را رمزخواني كرده و رازگشايي كند و كوتاه سخن آنكه عاشوراء را تحليل و تفسير نمايد، خطابهاي است كه ايشان در يكي از سالهاي پاياني سلطنت معاويه، در مجتمع مني خطاب به گروه عالمان - مراجع فكري و مرامي جامعه - ايراد كرده است.
اين خطابه كه به شكل روايت در پارهاي منابع و مجامع تاريخي و روايي با اندكي تفاوت در متن و از جمله در بحارالانوار ج 97 گزارش شده است، به عنوان برگزيده سخن امام حسين در كتاب گرانسنگ "تحف العقول"، اثر "ابن شعبه حرّاني" - زيسته در قرن چهارم هـ- نيز آمده است. آنچه پيشاروي داريد برگردان متن آن خطابه دغدغهآميز به قلم نگارنده، بر اساس روايت تحفالعقول ميباشد كه با عنوان "طنين بلند عدالت" تقديم ميشود.
گفتار سوم
گفتمان عاشورا : عزت، اصلاح، انديشه
امام حسين، اسوه يا اسطوره؟
پاسخ به اين پرسش، پيوند تنگاتنگي با گونه رويكرد به دين دارد. بر اين پايه بايسته و شايسته است كه نخست رويكردهاي گونهگون ديني را يادآور گشته و دوباره خواني كنيم :
گفتار ضميمه
خاتميت و بسط تجربه عقلانيت
برابر يافتههاي علمي، انسان پديدهاي است كه رفتاري ديناميكي دارد. اين يافتهها كه با دادههاي وحياني هم، همسويي و همراهي دارند، انسان را -چونان طبيعت - واقعيت رازگونهاي تعريف ميكنند كه در نهان و نهاد او اصالتها، استعدادها و فرصتهايي كِشته و نهفته شده است (
گفتار دوم
عاشورا : دفاع از شهر گمشدهي نبوي
"كربلا" و يا "عاشورا"، نمادين نام و نشانِ رويدادي است كه در گذشتهي دور، درون جهان اسلام و بين گروههايي رخ داده كه همگي آنان دست كم به صورت مسلمان بودهاند. اين رويداد اندوهناك و دهشتانگيز كه بار معنايي فراوان و گوناگوني را بر دوش كشيده و ميكشد دو رويه داشته است. رويهاي فاجعي، حيواني و به غايت زشت و نكوهيده و رويهاي حماسي، انساني و به نهايت زيبا و پسنديده. عاشورا در رويه حماسي و انسانياش كه چون طاقديس بزرگي، استعدادهاي انساني و ارزشهاي اخلاقي را درون خود ترسيم كرده و به تصوير كشيده و به نمايش درآورده و گذارده است، به مثابه يك اثر هنري از سوژه و صورتي برخوردار بوده و داراي مضمون و محتوايي است و پيام و يا پيامهايي را در بر دارد.
تحليل محتوايي عاشورا، به عنوان واقعهاي كه در بردارنده قاعده و يا قواعد است، چونان يك متن رازناك، نيازمند به كشف و شناخت زبان آن است. بديهي است كه كشف زبان عاشورا از يك سو در ارتباط با ماهيت بعثت و انقلاب نبوي است، به اعتبار اينكه بين اين دو پديده نوعي نسبت تاريخي برقرار است. و از سوي ديگر در ارتباط تنگاتنگ با واقعيتهاي اجتماعي و عينيتهاي سياسي، اقتصادي زمان رويداد است، چنانكه فهم و عرضه پيام هر رويداد متأثر از اقتضائات زماني و زميني است.
بدين بيان، بررسي، پردهبرداري و گفتمان از رازهاي عاشورا در گرو پاسخ به دو پرسش است.
گفتار اول
عاشورا : قله تعالي و نقطه تلاقي انديشه و احساس
... امام حسين خون دل خويش را در راه خدا نثار و ايثار كرد، مگر تا آنكه مردم از امارت ناداني و از اسارت گمراهي نجات يافته و جامعه از گرداب و مرداب بيدركي و شخصيت سوختگي رهايي يابد... (زيارت اربعين)
اين داوري و ارزيابي امام صادق (ع) در تحليل و تبيين حماسه حسيني است. ايشان در بيان ديگري - و در قالب زيارتنامه - نيز خطاب به حسينبن علي(ع) افزودهاي دارد و ميگويد :
"و اشهد انك قد امرت بالعدل و القسط و دعوت اليهما" يعني، من گواه و آگاهم كه تو مردمان را به داد و برابري فرمان دادي و فرا خواندي". (كاملالزيارات، 1356 هـ ق. ص1961)
بدين ملاحظه، امام صادق (ع) در بياني قيام و اقدام حسيني را حركتي بيدارگرانه و در كلام ديگر، نهضتي دادگسترانه تعريف و توصيف ميكند.