اشاره
محمدبن مسلم (ابن شهاب) زهري (م/124)، فقيه معاصر امام سجاد بوده است . او كه به دليل چهره دين آذين شدهاش، در ميان مردم و حتي همتايان از وجاهت و اعتبار بالايي برخوردار بوده است، با خود فروشي سياسي به دربار خلافت، دين و دانش را در خدمت دستگاه مرواني درآورده و هم آغوش قدرت شد و چنانكه از نامه امام سجاد خطاب به وي بر ميآيد، اين خدمتگزاري و همآغوشي تا دوره سالخوردگي و فرتوتي هم بركشيده شده است.
امام سجاد(ع) اين گرايش و همآغوشي را با شئون دين و دانش ناسازگار دانسته و بر نتافت. از اين روي طي نامهاي بس توفنده و كوبنده وي – و همه عالمان- را از اين اقتدارگرايي و خودفروشي سياسي پرهيز داده است.
اين نامه نيز كه به شكل روايت، در پارهاي از منابع و مجامع تاريخي و روايي با اندكي تفاوت در متن و از جمله در ..................... گزارش شدهاست، به عنوان برگزيده سخن امام سجاد در كتاب گرانسنگ "تحف العقول" آمدهاست. آنچه پيشاروي داريد برگردان متن آن نامه هشدارآميز به قلم نگارنده، براساس روايت تحفالعقول ميباشد كه با عنوان "شكوه مرزباني" تقديم ميشود.
* * * * *
اشاره
هر حادثه و حماسه فرزند رفتاريِ پندارهاي آفرينندهي آن است كه بطور طبيعي در گفتارهاي وي بازتاب يافته و نمايان ميشود. به بيان ديگر، هر گفتار چونان پژواك پندار و آئينه تابناك رفتار ميتواند هر كُنش و واكنش برآمده از انسان را رمزخواني و رازگشايي كرده و گواه خردپسند و دلآرامي براي درستي تحليل هر پديده و رويداد انساني قرار گيرد. بر اين پايه - به باور ما - حماسه حسيني كه در واقع جام جهان نما و آئينهي تمامنماي ايده و عقيده حسينبن علي(ع) است، به خوبي در گفتارها - در شعرها، شعارها و خطابهها -ي وي بازتاب يافته و درخشان گشته است.
از گويا و رساترين گفتارها كه ميتواند گواه كاوش و پژوهش حادثه كربلا قرار گرفته و مباني و مبادي فكري و كلامي و مقاصد سياسي، اجتماعي آن حضرت را رمزخواني كرده و رازگشايي كند و كوتاه سخن آنكه عاشوراء را تحليل و تفسير نمايد، خطابهاي است كه ايشان در يكي از سالهاي پاياني سلطنت معاويه، در مجتمع مني خطاب به گروه عالمان - مراجع فكري و مرامي جامعه - ايراد كرده است.
اين خطابه كه به شكل روايت در پارهاي از منابع و مجامع تاريخي و روايي با اندكي تفاوت در متن و از جمله در بحارالانوار ج 97 گزارش شده است، به عنوان برگزيده سخن امام حسين در كتاب گرانسنگ "تحف العقول"، اثر "ابن شعبه حرّاني" - زيسته در قرن چهارم هـ- نيز آمده است. آنچه پيشاروي داريد برگردان متن آن خطابه دغدغهآميز به قلم نگارنده، بر اساس روايت تحفالعقول ميباشد كه با عنوان "طنين بلند عدالت" تقديم ميشود.
* * * * *
سرسخن
جامعه شناسي تاريخي ملتها با تأكيد بر تحليل محتوايي واقعيتهاي سياسي-اجتماعي نشان از آن دارد كه، عمدهترين عامل سدّ راه جنبشهاي اصلاحي اجتماعي– به تعبير قرآن- «اِتراف و مترفين» بوده و هستند.
بُوَندگي همارهي تاريخ اين است كه، در هر زمان و زميني ، چون بيدارگري پيشران(=مُنذر) سر زد، فراخيزيد و رستاخيزي آفريد و مردمان را به رستارگرايي فرا خواند، اقتدارگري ايستگرا واكنش نشان داده و در رويارويي با او برآشفته و برخاسته و سدّ راه كرده و با فراخوان جامعه به ايستارها، انسداد و ايستايي آفريد.» (سبأ /34-35 و زخرف /24)
برپايه گزارش وحياني و به گواهي پژوهشهاي تاريخي، برانگيزنده و آفريننده اصلي آشوبهاي سياسي و ناهنجاريهاي اجتماعي و نارواييهاي مالي و اقتصادي دارندگان فرهنگ "اتراف"اند. (قلم/8-15) و چنانكه از دادههاي وحياني برميآيد، مترفين:
«زورمداراني هستند كه از پايگاه زر سالاري حركت كرده و چون موجوديت خويش را در وضع موجود ميدانند، با هرگونه دگرگوني و دگرديسي پيشروانه و با هرگونه نوآوري پيشرفت گرايانهاي سر ناسازگاري داشته و ستيزه ميجويند و بدين روي ، به سنّت زدگي افتاده، محافظهكار گشته و واپسگرايي ميكنند.» (انبياء/2، شعراء /5)
بدين سخن "اتراف" فرايند اقتدارگرايي با سه مؤلفه زرمندي، سنتزدگي و نوستيزي ميباشد و گونهاي از فرهنگ است.
به بهانه سالروز ميلاد حضرت زهرا (س)
تجليل از زن با كدام رويكرد؟
در تقويم تاريخ ايران پس از پيروزي انقلاب، روز بيستم جماديالثاني بر حسب سال قمري، به روز «زن» عنوان و نامگذاري شده است. اين اقدام كه گوياي عزم و ارادهاي براي احيا و ارتقاء منزلت و شخصيت زن در جامعه و جهان بوده و ميباشد، گرچه تازگي نداشته و داراي سابقه و پيشينهاي است. اما با توجه به گزينش سالروز ميلاد حضرت فاطمه (س) بدين عنوان، آرم و علامت رويكرد جديد و هدفمند و معنيداري نسبت به زن به شمار رفته و ميتوانست داراي بار مثبت باشد و زيباييهايي را در زيست علمي و عيني به يادگار گذارد.
به انگیزه نوروز
پاسداشت آئین ملی بمثابه حراست از هویت انسانی
بوندگی ، پویندگی و پایندگی انسان به خودیت و فردیت اوست ، چه آنکه کانونی ترین انگیزه جنبش انسان ، انگیزه مانایی و انگیخته زندگی مینویی «من» است و این فرایند حس خودخواهی (حس مالکیت برخود) و کار ابزار خودنمایی (تشخص) و درون مایه هویت اوست . وبر این پایه ، نقطه آغازین جنبش و پویش فرازمند «من» انسانی تا کرانه بیکرانه خدایی ، خود آوندی و خداوندگاری است و همین تجربه است که چون از کانون چنبره خود اوج و موج برداشت و به بهانه نیازها گسترش پیدا کرد، مدارهای گوناگون و تودرتوی «هویت» را پدید آورده و به چرخش و گردش می اندازد.
نوروز و پندآموزی رستارگرایانه
طبیعت به عنوان کتاب « بیوتکنیک» کابین الهام بخش زندگی و کانون معناداری و ماندگاری آن است و باید چون یک متن کاویده و بازخوانی شود تا قواعد و قوانین هندسه زندگی و سازندگی از آن برگرفته و فرآورده گردد و تدوین و تقویم شود.
رویکرد معرفتی و شناختی به طبیعت نشان می دهد که پایایی و مانایی هر چیز در گرو قالب شکنی و قالب گیری همواره و شوندگی تجددگرایانه و توسعه گرایانه است.
بازخوانی آهنگ شناسانه یک سنت
به انگیزه « چهارشنبه سوری»
«چهارشنبه سوری» عنوان آخرین چهارشنبه سال شمسی وسرآغاز سنت های نوروزی است که در فرهنگ وادب پارسی مفهومی رازگونه و معنایی ژاژ ستیزانه دارد. در این روز مردم به ویژه خردسالان و نوجوانان در پیشوازی از بزرگداشت آئین باستانی و ملی نوروزی ، همانگونه که از عنوان «سور» بر می آید ، با آتش افروزی و آتش بازی به جشن و شادمانی پرداخته اند و در حالی که سرود « زردی من از تو ـ سرخی تو از من » بر لب دارند و زمزمه می کنند ، به نشانه پیرایش از زشتی ها و آرایش به زیبایی ها ، گرد آتش چرخیده و از روی آن پریده و بدین گونه با گرامی داشت یادگار ماندگار نیاکان ، کهنه طبیعت خاکستری رنگ را بدرود گفته و چشم به راه نو طبیعت سبز رنگ نشسته و از پس سال کهن، سال نوین را انتظار می کشند (دهخدا ، لغت نامه ـ چهارشنبه سوری)
* * *
گفتار ضميمه
خاتميت و بسط تجربه عقلانيت
برابر يافتههاي علمي، انسان پديدهاي است كه رفتاري ديناميكي دارد. اين يافتهها كه با دادههاي وحياني هم، همسويي و همراهي دارند، انسان را -چونان طبيعت - واقعيت رازگونهاي تعريف ميكنند كه در نهان و نهاد او اصالتها، استعدادها و فرصتهايي كِشته و نهفته شده است (
گفتار دوم
عاشورا : دفاع از شهر گمشدهي نبوي
"كربلا" و يا "عاشورا"، نمادين نام و نشانِ رويدادي است كه در گذشتهي دور، درون جهان اسلام و بين گروههايي رخ داده كه همگي آنان دست كم به صورت مسلمان بودهاند. اين رويداد اندوهناك و دهشتانگيز كه بار معنايي فراوان و گوناگوني را بر دوش كشيده و ميكشد دو رويه داشته است. رويهاي فاجعي، حيواني و به غايت زشت و نكوهيده و رويهاي حماسي، انساني و به نهايت زيبا و پسنديده. عاشورا در رويه حماسي و انسانياش كه چون طاقديس بزرگي، استعدادهاي انساني و ارزشهاي اخلاقي را درون خود ترسيم كرده و به تصوير كشيده و به نمايش درآورده و گذارده است، به مثابه يك اثر هنري از سوژه و صورتي برخوردار بوده و داراي مضمون و محتوايي است و پيام و يا پيامهايي را در بر دارد.
تحليل محتوايي عاشورا، به عنوان واقعهاي كه در بردارنده قاعده و يا قواعد است، چونان يك متن رازناك، نيازمند به كشف و شناخت زبان آن است. بديهي است كه كشف زبان عاشورا از يك سو در ارتباط با ماهيت بعثت و انقلاب نبوي است، به اعتبار اينكه بين اين دو پديده نوعي نسبت تاريخي برقرار است. و از سوي ديگر در ارتباط تنگاتنگ با واقعيتهاي اجتماعي و عينيتهاي سياسي، اقتصادي زمان رويداد است، چنانكه فهم و عرضه پيام هر رويداد متأثر از اقتضائات زماني و زميني است.
بدين بيان، بررسي، پردهبرداري و گفتمان از رازهاي عاشورا در گرو پاسخ به دو پرسش است.
گفتار اول
عاشورا : قله تعالي و نقطه تلاقي انديشه و احساس
... امام حسين خون دل خويش را در راه خدا نثار و ايثار كرد، مگر تا آنكه مردم از امارت ناداني و از اسارت گمراهي نجات يافته و جامعه از گرداب و مرداب بيدركي و شخصيت سوختگي رهايي يابد... (زيارت اربعين)
اين داوري و ارزيابي امام صادق (ع) در تحليل و تبيين حماسه حسيني است. ايشان در بيان ديگري - و در قالب زيارتنامه - نيز خطاب به حسينبن علي(ع) افزودهاي دارد و ميگويد :
"و اشهد انك قد امرت بالعدل و القسط و دعوت اليهما" يعني، من گواه و آگاهم كه تو مردمان را به داد و برابري فرمان دادي و فرا خواندي". (كاملالزيارات، 1356 هـ ق. ص1961)
بدين ملاحظه، امام صادق (ع) در بياني قيام و اقدام حسيني را حركتي بيدارگرانه و در كلام ديگر، نهضتي دادگسترانه تعريف و توصيف ميكند.
قربانی و خلاقیت
«به انگیزه عید قربان»
بازخوانی داستان آدم و رازیابی قصه هبوط نشان می دهد که شدن کمال گرایانه انسان و فعلیت معنویت او، به شرط گذر از مجری دنیای ماده امکان پذیر است.
با توجه به ویژگی های دنیای ماده که دنیای ظلمت و کثرت و مشقت است، این نکته روشن است که گذرگاه ماده، گذرگاه رنج و زحمت و خطر است. به گفته امام علی -ع- "فاهبطه الی دار البلیه= خداوند آدمی را به دنیای آزمون و خطا فرود داده، پیاده کرده و خانه داده است."
گشت و گذاری در موارد استعمال کلمه "بلاء" و کلمات هم خانواده در ادبیات دینی و قرآنی نشان می دهد که:
انسان در بينش وحياني همچون نقطه پرگار هستي و بهعنوان غايت آفرينش(1) تقدير و تعريف شده و ميشود و به لحاظ اصالتهايش در منزلتي قرار ميگيرد كه هيچيك از پديدهها، توان رقابت با او را ندارند و پيدا نميكنند .(2)
در اين نگاه و نگرش، انسان، برابر استعدادها و استحقاقهايي كه دارد بار تعهد و تكليف را بر دوش كشيده و مسئوليتپذير ميشود