تبليغاتX
مشعل - «آیه حضور»

به بهانه سالروز ميلاد حضرت زهرا (س)

 

تجليل از زن با كدام رويكرد؟

 

در تقويم تاريخ ايران پس از پيروزي انقلاب، روز بيستم جمادي‌الثاني بر حسب سال قمري، به روز «زن» عنوان و نام‌گذاري شده است. اين اقدام كه گوياي عزم و اراده‌اي براي احيا و ارتقاء منزلت و شخصيت زن در جامعه و جهان بوده و مي‌باشد، گرچه تازگي نداشته و داراي سابقه و پيشينه‌اي است. اما با توجه به گزينش سالروز ميلاد حضرت فاطمه (س) بدين عنوان، آرم و علامت رويكرد جديد و هدفمند و معني‌داري نسبت به زن به شمار رفته و مي‌توانست داراي بار مثبت باشد و زيبايي‌هايي را در زيست علمي و عيني به يادگار گذارد.

ولي غمگنانه بايد گفت به نظر مي‌رسد كه چنين عزم و اراده و آهنگي واقعيت نيافته و فعليت پيدا نكرده و تجليل از زن در حد يك تعارف و در سطح برخوردهاي صوري و تشريفاتي باقي مانده و متوقف و ثابت شده است و به دليل رويكردهاي غلط، در حوزه نگرش و داوري و صدور فتوي و احكام نسبت به زن، اتفاق چندان مهم و درخور رخ نداده و اگر خرده فرهنگ‌هاي مثبتي نيز در جامعه نسبت به زن جان گرفته و در حال شكل‌گيري است اما هنوز در حوزه فرهنگ عمومي تحول شايسته و بايسته صورت نگرفته است.

اين واماندگي و پس‌افتادگي، افزون بر آنكه معلول برخوردهاي شكلي و فرماليستي با شخصيت حضرت زهرا (س) به عنوان يك تيپ الگويي است. فرايند نوع نگاه و نگرش نسبت به زن، به ويژه به نام دين و مذهب و از پايگاه شرع و شريعت نيز مي‌باشد.

معرفت و داوري نسبت به منزلت زن در فرهنگ عمومي فرآيند هرمنوتيك و نوع رويكرد نسبت به او مي‌باشد.

1- رويكرد ابزاري

كساني زن را به عنوان «شي و كالا» توصيف نموده و با چنان رويكردي برخوردي ابزاري با وي داشته و دارند. چنين پندار و انگاره‌اي با توجه به انگيزه و انديشه‌اي كه آن را پشتيباني كرده و توجيه مي‌كند، داراي عينيت‌هاي چندگانه‌اي در جامعه بوده و جلوه‌هاي متفاوتي داشته و براي زن كاركردهايي را تعريف و تحديد كرده است.

1/الف: ويترين كارآيي و هوس‌انگيزي

كساني امتياز و اصالت و همه ارزش زن را در ويژگي‌هاي شكلي و صورتي دانسته و در تن و بدن او خلاصه كرده و از اين رهگذر، وي را كالاي لوكس و ويتريني و به مثابه ابزاري براي هوس‌انگيزي و كامجويي جنسي انگاشته و همه تمنيات و تمايلاتشان نسبت به زن و توقعات و انتظاراتشان از او همين بوده و بس! و شايد پشت طرح‌هايي از قبيل «خانه‌هاي عفاف» و يا دفاعيات افراطي از ازدواج موقت همين انگيزه و انگاره نهفته و وجود داشته باشد.

1/ب: ماشين آسايي و خدمتكاري

ديگراني نيز بوده و هستند كه با زن برخوردي ابزاري داشته و دارند، اما او را ماشين خدمات دانسته و وي را رباط كاركني پنداشته‌اند كه ويژگي كنيزي و كلفتي دارد و براي او كاركردهاي چون پخت و پز، دوخت و دوز، شست و شو، رفت و رو و ... تعريف نموده و همه مطالبات و انتظاراتشان از زن همين بوده و بس!

2- رويكرد ارزشي

شكل و نوع ديگر از برخورد نسبت به زن، برخورد ارزشي است، منتهي ارزشگرايان هم دو دسته‌اند و از دو نوع بينش و مشي و منش برخوردار بوده و در اين رابطه داراي دو انگيزه و انگاره‌اند.

2/الف: ارزشگرايي انفعالي و سوزنده

كساني از ارزشگرايان در برابر انگيزه و انگاره‌هاي ابزاري، بينش و كنشي انفعالي داشته و به لحاظ اينكه ابزارگرايان دو گروه بوده و هستند، اينان نيز دو گروه مي‌باشند.

2/الف/1: ارزشگرايي قرنطينه‌ساز.

پاره‌اي از ارزشگرايان در برخورد با كنش هوس‌انگيزان و هوس‌بازان، نسبت به زن واكنشي امتناعي و انسدادي از خود نشان داده و مي‌دهند.

اين ارزشگرايي هوس‌ستيزانه انفعالي، زن را به بهانه مصونيت، دچار مهجوريت نموده و او را قرنطينه ساخته و به نام حرمت‌گذاري، عزلت آفريني كرده و هرگونه حضور و حركت و اقدامي را ارزش منفي داده و به اتهام بي بند و باري و لااباليگري و اباحيگري محكوم نموده و مي‌نمايد.

2/الف/2: ارزشگرايي اشراف‌ساز

گروه ديگري از اين ارزشگرايان در برابر كنش كنيزانگارانه زن، واكنش نشان داده و از سر انفعال و به نام ارج‌گذاري و حرمت‌نهي، به نوعي از انعطاف روي آورده و سقوط كرده‌اند. اين دسته از ارزشگرايان منفعل به بهانه نجات زن از قرنطينه و حصر و حصار خدمت و مهجوريت، به وادي وادادگي و اشرافيت افتاده و از زن عنصري عاطل و باطل و موجودي بيهوده و بيجا و بيكار ساخته و پرداخته‌اند كه جز مصرف و هزينه كاركردي ندارد و نمي‌تواند داشته باشد و بدينگونه او را سوخته و زمين‌گير كرده‌اند.

2/ب: ارزشگرايي اثباتي و استقلالي

رويكرد ديگر، رويكردي است ارزشي و نه ابزاري و در عين حال متفاوت با رويكرد انفعالي، رويكردي است كه از سر اثبات و استقلال نسبت به زن انديشيده و كنشي انسانگرايانه داشته و دارد. اما اين نگاه و نگرش هم داراي دو پايگاه فكري و پشتوانه ذهني بوده و از دو گونه هرمنوتيك نسبت به زن مايه گرفته و از اين روي دو جلوه دارد.

2/ب/1: ارزشگرايي انسدادي و سلطه‌آميز

در ميان اين دسته از ارزشگرايان بوده و هستند كساني كه از اساس ديدي امتناعي و انسدادي نسبت به زن داشته و بر اين باورند كه دستگاه فيزيولوژيك و ويژگي‌هاي جسماني و نيز سيستم اندام رواني زن بطور طبيعي و بر اين پايه مذاق شرع و شريعت - زن را درون خانه و در سايه مي‌خواهد و به همين دليل با حضور فعال زن در عرصه و صحنه‌هاي مختلف زندگي مخالفت كرده و به نام «حرمت» از آن پيشگيري نموده و عملاً او را دچار مهجوريت و در قرنطينه ساخته‌اند و با آن دسته از ارزشگراياني كه از سر انفعال و به نام مصونيت، ممنوعيت ايجاد كرده‌اند، همسويي و همدستي نموده و به نام هوس ستيزي، زن‌ستيزي كرده‌اند.

نگارنده به ياد دارد كه در آستانه دومين دور انتخابات مجلس شوراي اسلامي تني چند از نمايندگان دور اول مجلس، طي نامه نسبتاً شديداللحني به امام خميني، از ايشان خواستند كه وي از مجلس بخواهد تا در اصلاح آيين‌نامه انتخابات قيد «ذكوريت» را براي راي‌دهنده و راي‌گيرنده اضافه كنند و ضمن ادعاي حرمت حضور بانوان در عرصه و صحنه سياست و اجتماع، اظهار داشته بودند كه: «اگر در اين دوره ورود بانوان به مجلس مجاز و تصويب شود. ديگر بعد از اين به هيچ وجه جلوگيري از آن ممكن نمي‌باشد و اين سنت سيئه! تا ظهور ولي‌عصر(عج) باقي خواهد ماند.»

اين انديشه و انگاره متحجر و منجمد كه تاريخ را مذكر مي‌نويسد و مي‌خواند و مردسالاري را لازمه سلامت و سعادت ملك و مملكت مي‌داند و از مشاركت زنان در تصميم‌سازي و تصميم‌گيري امر تقدير سياسي، اجتماعي پيشگيري نموده و نهاد خانواده را كانون اقتدار و زورگيري و كابين امنيت و آزادي مرد مي‌خواهد و بر نابرابري حقوق زن و مرد پافشاري كرده و به ادعاي كاستي‌هاي ذهني و فكري و نيز به اتهام فسادانگيزي او را از حقوق طبيعي و اكتسابي محروم و ممنع نموده و با تكيه بر دفاعيات دافعه‌برانگيز وي را مهجور ساخته و مورد سلطه و سانسور قرار مي‌دهد، هنوز هم با روپوش شرع و مشروعيت و به نام فتوي و تقوي، زن‌ستيزي كرده و عملاً بيش از نيمي از جمعيت جامعه را در لابلاي ذهنيات متوهم خويش مدفون نموده و مي‌نمايد، چنانكه همين ذهنيت به يادگار مانده از قرون تاريكي يك بار ديگر خودش را در جريان تشكيل كابينه دوم سيد محمد خاتمي نشان داده و از طريق ايجاد فشار با حضور زنان در كابينه به عنوان وزير مخالفت نموده و از آن پيشگيري كرده‌اند.

گفتمان غالب بر بسياري از فيلم‌ها و سريال‌هاي ايراني به گواهي اينكه زن را عنصري ساده و احساسي، زودرنج و متوقع و زودباور، طفيلي و در سايه و متكي بر مرد، تعريف كرده و نشان مي‌دهد و نيز فرهنگ غالب بر نگرش‌هاي فقهي كه بر تبعيض جنسي پاي مي‌فشارد، متأثر از همين پندار و انگار است.

2/ب/2: ارزشگرايي انساني، علمي و سازنده

در اين ميان هستند ارزشگراياني كه رويكردي باز و آزاد و انساني داشته و هيچ‌گونه سلطه و قيموميت بر زن را حتي با توجيه شرعي برنتافته و آن را با گوهر انساني و آموزه‌هاي اسلامي ناسازگار دانسته‌اند و از همين روي جسارت و شهامت زنان را درخور آزادسازي از قيد خرافات و موهوماتي كه به ويژه به نام مذهب بر آنان رفته و غالب شده و مي‌شود، ستوده و اين شجاعت اقدامي را نشانه تعهد آنان دانسته و بر آن افتخار كرده‌اند(1). و بر اين پايه نه برخورد ابزاري را روا دانسته و نه از سر انفعال به رفتار واكنشي رضا داده‌اند. نه به نام مصونيت، عزلت آورده‌اند و نه ممنوعيت را به بهانه حرمت آفريده‌اند. نه با نقاب رهاسازي، وادادگي و اشرافيت ساخته‌اند و نه از سر سوزمندي‌هاي رقت‌آميز و دلجويي‌هاي عزت‌برانداز، به دفاعيات دافعه‌برانگيز برخواسته‌اند.

احياي منزلت و ارتقاي شخصيت زن با تكيه بر روش‌هاي ناشي از آن رويكردها به گواهي واقعيت‌هاي اجتماعي ممكن و مقدور نيست، چنانكه در گذشته هم موفق نبوده است.

راهبرد خروج از اين وضعيت آشفته و اسف‌انگيز كه حتي به نام دفاع از حرمت و حقوق زنان، او را مظلوم كرده و مي‌كند اين است كه:

اولاً، گوهر انساني زن باور شود.

ثانياً، انگيزه و انگاره‌ها از قيد خرافات و موهوماتي كه به نام شرع و مشروعيت تعصبات و تبعيضات جنسي را توجيه و تجويز كرده، آزاد شود.

و ثالثاً، بنيادهاي اخلاقي در روابط انساني و ساختار نظام حقوقي زن به موجب شاخص‌هاي علمي، از نو تعريف شود.

و اين نيازمند به يك جنبش عميق اصلاحي در نوع نگاه نسبت به «زن» حتي در خود زنان مي‌باشد.

 

پي‌نوشت :

1- اشاره به فرازي از وصيت‌نامه‌ي امام خميني (ره).

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 11:48  توسط احمد اسلامی  |